...

:: ...

سعی کنین بچه های تان را وابسته به خود بزرگ نکنین

بزرگ‌که میشن

وارد جامعه که میشن

درد میکشن خیلی زیاد

تجربه ی اولین اونم به تنهایی براشون خیلی سختو استرس زاست

اعتماد بنفس ندارند


دارم زجر میکشم

سختمه

هنوز اول راهم

هنووز یک عالم کار دارم که باید به تنهایی تجربه شون کنم...

سخته

اونم برای منی که هیچ اعتماد بنفسی ندارم

حتی تو نوشتن

همیشه درحال پیشنویس کردن یا پاک کردن نوشته ام...


خدایا کمکم کن حداقل دستام نلرزه...

منبع : معلوم الحال...
برچسب ها :

سی و سوم

:: سی و سوم

مادربزرگ هر وقت خواستیم دستشونو بگیریم برای کمک

قبول نکردنو دستشونو کشیدن

امروز میگم چرا دستتونو نمیدین خب!!میخورین زمین یه موقع خدایی نکرده

میگن آدم اگر کمک بقیه رو قبول کنه عادت میکنه 

عادت میکنه به تکیه دادن به دیگران

الان من دستتو ساده میگیرم ولی فردا بدون کمک نمیتونم راه برم

چه برای راه رفتن چه درموارد اقتصادیو خریدو فروش

دلشون میخواد تا آخرین نفس متکی به خود باشن


خیلی دلم میخواد مثل مادبرزگ باشم

قوی باشم

برای رسیدن به اهدافم همه ی تلاشمو بکنم

منبع : معلوم الحالسی و سوم
برچسب ها :

سی یکم

:: سی یکم

میخوام برم کتابخونه اگه خدا بخواد

برنامه ریختم یازده ساعت میخونم

ساعت هشت شبم تموم میشه

راحت به وب میرسم به اینستای بدبختم میرسم

به خانواده میرسم

به گردشم میرسم

فقط خدا کنه پدر راضی بشه

رفته یه اتاق جدا برام گذاشته

به نام من به کام خودش

پر قناری کرده اصلا مگه میشه درس خوند از بس سرو صدا میکنن

دیوانه شدم

منبع : معلوم الحالسی یکم
برچسب ها : میرسم

بیستو نهم

:: بیستو نهم

خداروشکر مامان اصلا خوششون نمیاد که دختر چایی ببره تو جلسه خاستگاری

وگرنه نابود میکردم خانواده را...


نمیدانم چیکار کنم که موقع هیجانی شدن و خیلی ناراحت یا خوشحال شدن 

که کمی استرس میگیرم لرزش دست پیدا نکنم

فکر کنین قیافه کاملا خنثی لرزش دست هشت ریشتر...:-\ 

منبع : معلوم الحالبیستو نهم
برچسب ها :